متن آهنگ احمد سلو به نام تبریز

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه
عشق کاری کرده که تبریز میسوزد در آه
بعد ها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستار خان بی سپاه
بعد ها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد
با من تنهاتر از ستار خان بی سپاه
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتری چوپان سیاس
هر کسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کنده ی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیخا را بیندازد به چاه
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن آدم است و اشتباه
سوختم و دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند
دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
سوختم و دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند
دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
خال مه رویان سیاه
عشق کاری کرد عشق کاری کرد
عشق کاری کرد که تبریز میسوزد در آه

ارسال دیدگاه