متن آهنگ کاپیتان از میلاد جهانبخش
وسط دریا
خستم خسته
وقتی ناخدای خوبی نباشه
کشیم نمیرسه لب ساحل
وسط دریا کشتی به گل نشسته
وسط دریا کشتی خودم
کشیم نشسته به گل ناخدا هم رفته
ناخدا نبود که ما را برسونه
تا لب ساحل با این حال خسته
من یه جوون داغون که حوصله هیچی رو ندارمو
هر روز یه سیگار روی لبم
دود میکنم ریام بشه پر دود
هیچی نمونه از من لامصب
جوونی خوندم سیر شدم واقعاً
مثل گلای پژمرده پژمرده ترم
نمیدونم چرا حال منو نلتی
خوب نمیشه دیگه این روزا اصلاً
قافیه چیده بودم پشت هم
ببینم میخورم به هم
اینم قافیههامونم قافیه بندی نشد نه اصلا
تو کلماتم دارم کم میارم تازگی من
ناخدای خوبی چشممون نداشت
کشتیمو نشست سری به گل
آره اگه ناخدای خوبی بودش
حداقل میرسون ما رو تا لب ساحل
وسط دریا
بالامون ابرا
نمیدونم کجایی خود شما
حداقل برسون یه قایق به ما
ما خودمونو برسونیم تا لب ساحل
نخودای خوبی نداشتیم اصلاً
اگه داشتیم وضعمون این نبود حتماً
وسط دریا
کشتی به گل نشسته حال خراب
جوونیم پرپر
مثل پژمردههای گلهای پرپر شده
تو خیابونا تو این شهرا
عمو جوونیم که هیچ آرزویی نداره
نداره ته دلش همه شده حسرت
نمیدونم کجا باید ردش کنم
شاید گوشم ندی ولی گوشاتون نسپرد بهم کلاً
میکنی شاید برم چرت و پرت میگم
این طرز فکر توئه عزیز من گلم
ناخدای خوبی چشممون نداشت
کشتیمو نشست سری به گل
آره اگه ناخدای خوبی بودش
حداقل میرسون ما رو تا لب ساحل
وسط دریا
بالامون ابرا
نمیدونم کجایی خود شما
حداقل برسون یه قایق به ما
ما خودمونو برسونیم تا لب ساحل
وسط دریا
بالامون ابرا
نمیدونم کجایی خود شما
حداقل برسون یه قایق به ما
ما خودمونو برسونیم تا لب ساحل
ارسال دیدگاه