متن آهنگ ترازو عدالت از داریوش زمان
سماور خالی میشه با، هلاکت
تموم میشه در جهان ،شرافت
انکه عیان است چه حاجت به بیان است
ضیان است چه قیامت که الان است
بنام جاوید نامه گمنامون
لالای خوند و گرفت خوابمون
پر کن دو تا استکان
تا برات باز کنم در دکون
ابتدا سخنمو درست بشنو
تکون نده سرتو وقتی نمیفهی
تیزه شمشیر گرگ وحشی
راه نرفته پر شده اگاهی
انور روستا شده ابادی
میشی اهلی نمیکنم بت رحمی
بت ساختم از مار افعی
گرفتن جامو حیون ها
اومدن از بیابونا کف خیابونا
گرفتن فاز قدرت مهمونا
وقتی بابا خواب بودا
جنسش ساقی ناب بودا
گرفته خونه مون ماتم
چقدر نسخ نصیحت هاتم
بکنن منو پیش تو خاکم
نمیشه از حافظم پاکم
نمیره صحنه اخر از یادم.
چشم خیس برد خوابم
میرم منم از یاد عین بادم
ناجی و قربانی میکنه شادم
اعتصاب
واسه اونایی که نیستن دیگه بینمون
اعتصاب
واسه اتحاد بینمون
میشم ضد شو هرچی رو داری تعصبشو
میکنم از ریشه خشکشو
تو نبودی یا ندیدی سند زدن دریارو
گرفتن کشتن ظالمانه بچه هارو
میخوای بازکنی باز میکنم برات شجره
بازکنی بهت میگم تو خونه خودت چه خبره
منکه نوشتم با اینکه نوشتن برام خطره
مرتکب جرمی به نام شادی
دیدم رو شد پرونده ناجی،
نداشت فرقی، شاکی یا قربانی
کشتی مون رو گرفته بودطوفان
ترسیدم و جنگیدم از شروع باران
ماه تو اسمون به شکل تلویزیون
همون دونه اس که تو کاشتی
از ریشه خرابه، چون تو اونو کوشتی
دارم یه عقیده ، که حالم وخیمه
بهش میگن عتیقه ، اون که فهمیده
بگم تون عقیمه ، ترس از دست دادن سهمیه
حمله ور شدن سمته جمله
گفتن واسه سکوتم میدن بهم سکه
اما گرونه اینجا گفتن فقط یک نکته
که ندیدم بنویسه استاد رو تخته
بنویس دارم میگم برات دیکته
حاضره اماده شده کاملا پخته
واسه شروع میزارن صد راه ت نقطه
تا بندازی از بیخ نطفه لال بودنم قفله
یکی هست شوته میگه بکن سکوت
منکر شدم همه چیو
خوندم دسته بغلیمو
پسر میهنم بازمانده حقیقتم
سزای زجرین همه دروغین.
دو روعین کثیفین پلیدین یا شریفین
مگه لشکر رو حریفین همه تون ضعیفین
همه تون بمیرین
میز شام اخر و دوباره بچینن
جمع شده خون در چشمانم
پر شده غم در پیالم سالهاست پیادم
زیر خط فقر موندم تا بگم از شرفم
به دنیا بگو هنوزم موندم سر حرفم
مردمی که زندگی کردن با کعبود از فهم
از حق نگو که جاشو گرفته حقه
ادمای که دارن عقده
از سر بریده میترسممم
به ساز تو نمیرقصممم
به ارزو هام با نیش خندم فندک زدم
بلد شدم از درد مردم خوندن کل جهان رو تنها پیاده کشتم
تا که شیطان رو پیدا کنم روحمو بفروشم بهش
گم شدم با روح اصلیم در جهانم
دنبال عشق تو اغوش دیگرانمممممم
اعدامی بی گناهممم
ترازو عدالت شدم در جهانم
یک دستم خرافات دیگری حق
خیلی برام جالبه برا خودم هم باطله
سخن نگو که افکارت تو افکارم غالبه
سخنم تار بوده بعدمرگ میشه کوبنده
جعمه غافله دستاورد مجدد عاطفه
خبره یابنده بنده رو در و دیوار منطقه
تنها راز اشکاره شکارچی اشاره منتقه
سوده راهزن تو راهه زن تجاوز و تعرضه
تناسخ فقط یک تنفسه
تنفس ، تنفس ، تنفس
به اتیش میکشم.
اونی که تو به ناحق رو کاغذ کشیدی
به اتیش میکشم
اونی که ناحق زد هم نسلمو کشیدی
به اتیش میکشم اینهمه پلیدی
صدا شون رسید به گوشم گفتم استادم
تا که صدای باد اومد منم زندگیمو حول دادم
بنا به لال په بنال
ببین خوشی بین مون نیست میگن شده غایب
باعث شد من و تو حاضر بشیم اینجا ،،،،،،کاتب
ارسال دیدگاه